کمپین
کد تخفیف: 0000
در حال محاسبه زمان باقی‌مانده...
کد تخفیف کپی شد

پرایس اکشن چیست؟ آموزش صفر تا صد Price Action از قیمت تا اردر فلو

 

اگر در اینترنت جستجو کنید «پرایس اکشن چیست؟»، احتمالا با تعریفی شبیه این روبه رو می شوید:

**پرایس اکشن روشی برای تحلیل بازارهای مالی است که معامله گر در آن بدون اتکا به اندیکاتورهای تاخیری، حرکت قیمت، کندل ها، روند، حمایت و مقاومت و الگوهای قیمتی را بررسی می کند.**

این تعریف اشتباه نیست، اما بیشتر به ما می گوید معامله گر پرایس اکشن **به چه چیزی نگاه می کند**؛ نه اینکه هنگام نگاه کردن به نمودار در تلاش است **چه چیزی را بفهمد**.

اگر Price Action فقط به معنی پیدا کردن Pin Bar، Engulfing یا کشیدن چند خط حمایت و مقاومت بود، تفاوت زیادی میان یک معامله گر حرفه ای و کسی که چند الگوی نموداری را حفظ کرده وجود نداشت.

لایه عمیق تر پرایس اکشن، تفسیر رفتاری است که پشت حرکت قیمت قرار دارد.

وقتی قیمت به یک سقف مهم نزدیک می شود، معامله گر حرفه ای فقط نمی پرسد «آیا اینجا مقاومت است؟». سوال های مهم تری مطرح می شوند:

چه گروهی ممکن است در این محدوده فروشنده باشد؟ چه کسانی منتظر شکست سقف هستند؟ اگر شکست اتفاق بیفتد، وضعیت فروشندگان قبلی چه می شود؟ اگر شکست ناموفق باشد، خریدارانی که روی Breakout وارد شده اند چه واکنشی ممکن است نشان دهند؟

از این زاویه می توان پرایس اکشن را **تلاش برای استنباط رفتار و واکنش احتمالی مشارکت کنندگان بازار از روی ردپایی دانست که تعامل آنها در قیمت ایجاد کرده است.**

کلمه «استنباط» در این تعریف مهم است.

نمودار به ما نمی گوید دقیقا کدام بانک خرید کرده، چند معامله گر در یک قیمت فروشنده هستند یا چه تعداد Stop Loss پشت یک سقف قرار دارد. آنچه مستقیما مشاهده می کنیم **رفتار قیمت** است و آنچه درباره بازیگران بازار می گوییم، فرضیه ای است که باید با رفتار بعدی بازار آزمایش شود.

همین تفاوت میان **مشاهده و استنباط** یکی از موضوعات اصلی این آموزش خواهد بود.

و از همین جا سوال مهم تری شکل می گیرد:

**اگر هدف ما فهم رفتار خریداران و فروشندگان است، آیا قیمت تنها داده ای است که می توانیم بررسی کنیم؟**

برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید خود Price Action را درست یاد بگیریم و سپس ببینیم حجم معاملات، Order Flow و در بازارهای مناسب، داده های Level 2 چه اطلاعات دیگری به این تصویر اضافه می کنند.

## پرایس اکشن چیست و یعنی چه؟

پرایس اکشن یا Price Action در ساده ترین تعریف، **تحلیل رفتار و ساختار قیمت برای تصمیم گیری معاملاتی** است.

در این روش، قیمت منبع اصلی تحلیل است. معامله گر بررسی می کند بازار چگونه حرکت کرده، در چه نقاطی واکنش نشان داده، چه سطحی شکسته شده، شکست ادامه پیدا کرده یا ناموفق بوده و ساختار کلی بازار در حال تغییر است یا خیر.

بنابراین پرایس اکشن را نباید صرفا «معامله روی چارت بدون اندیکاتور» تعریف کرد. حذف اندیکاتورها ویژگی بسیاری از سبک های Price Action است، اما هدف اصلی چیز دیگری است:

**خواندن اطلاعاتی که در رفتار قیمت وجود دارد.**

### معنی پرایس اکشن به زبان ساده

Price Action را می توان به «رفتار قیمت» ترجمه کرد.

فرض کنید قیمت طلا طی چند ساعت از 3300 دلار به 3340 دلار رسیده است.

اگر فقط قیمت ابتدا و انتهای حرکت را بدانیم، اطلاعات زیادی نداریم. برای معامله گر پرایس اکشن مهم است که بداند **قیمت چگونه از 3300 به 3340 رسیده است.**

آیا تقریبا بدون اصلاح بالا رفته؟

آیا چند بار فروشندگان تلاش کرده اند قیمت را پایین بیاورند اما موفق نشده اند؟

آیا یک سقف مهم شکسته شده؟

قیمت بعد از شکست توانسته بالای آن باقی بماند یا سریع برگشته است؟

همین مسیر حرکت قیمت است که اطلاعات رفتاری در اختیار معامله گر قرار می دهد.

اما اینجا باید یک مرز روشن داشته باشیم.

اگر قیمت از یک حمایت با قدرت بالا برود، می توانیم درباره افزایش قدرت نسبی تقاضا یا ناتوانی فروشندگان فرضیه بسازیم؛ اما فقط از روی چند کندل نمی توانیم ادعا کنیم «یک بانک دقیقا در این نقطه خرید کرده است».

پس Price Action بیشتر شبیه **ساختن یک فرضیه از روی شواهد قیمت** است تا کشف یک حقیقت قطعی.

معامله گر می گوید:

**اگر برداشت من از شرایط بازار درست باشد، انتظار دارم در ادامه رفتار مشخصی ببینم؛ اگر بازار رفتار دیگری نشان داد، باید فرضیه ام را بازبینی کنم.**

به همین دلیل پرایس اکشن ذاتا با سناریو و احتمال سروکار دارد، نه پیشگویی قطعی آینده.

### پرایس اکشن چگونه کار می کند؟

می توان منطق پایه Price Action را خیلی ساده خلاصه کرد:

**مشاهده → تفسیر → سناریو → تایید یا ابطال**

فرض کنید قیمت چند بار به یک کف مشخص رسیده اما نتوانسته آن را بشکند.

مشاهده ما این است:

**قیمت چند بار از این محدوده برگشته است.**

حالا می توانیم یک تفسیر احتمالی داشته باشیم:

**فروشندگان تا این لحظه نتوانسته اند قیمت را از این محدوده پایین تر ببرند.**

بیشتر بخوانید:   اسلیپیج چیست؟ | slippage یا لغزش در بازار فارکس

سپس یک سناریو می سازیم:

**اگر قدرت فروش همچنان کاهش پیدا کند و خریداران کنترل بیشتری بگیرند، انتظار داریم قیمت سقف کوتاه مدت قبلی را بشکند.**

اما اگر قیمت به جای صعود، کف را با قدرت بشکند و پایین آن باقی بماند، باید سناریوی قبلی را کنار بگذاریم.

این نکته بسیار مهم است:

**الگوی Price Action نباید چیزی باشد که تحت هر شرایطی برایش یک داستان توجیه کننده پیدا کنیم.**

تحلیل خوب باید قابل رد شدن باشد.

### معامله گر پرایس اکشن دقیقا به چه اطلاعاتی نگاه می کند؟

مهم ترین داده در Price Action، **تغییر قیمت در طول زمان** است.

نمودارهای کندلی این حرکت را معمولا با چهار مقدار Open، High، Low و Close خلاصه می کنند، اما معامله گر حرفه ای فقط به یک کندل نگاه نمی کند.

او ارتباط میان حرکت های مختلف قیمت را بررسی می کند.

آیا بازار سقف و کف های بالاتر می سازد؟

آیا ساختار نزولی شکل گرفته؟

بازار در Trend قرار دارد یا Range؟

پولبک ها عمیق تر شده اند یا کم عمق تر؟

یک شکست توانسته ادامه پیدا کند یا سریعا Fail شده است؟

قیمت نسبت به سقف ها و کف های قبلی چه رفتاری نشان می دهد؟

سرعت حرکت بازار نسبت به قبل تغییر کرده است؟

بعضی سبک های پرایس اکشن از حجم، زمان، Session معاملاتی یا ابزارهای کمکی نیز استفاده می کنند؛ بنابراین Price Action را نباید لزوما مساوی «استفاده نکردن از هیچ ابزار دیگری» دانست.

وجه مشترک بیشتر این روش ها این است که **خود رفتار قیمت پایه اصلی تحلیل باقی می ماند.**

### تفاوت پرایس اکشن با تحلیل اندیکاتوری چیست؟

تفاوت مهم پرایس اکشن و تحلیل اندیکاتوری فقط در ظاهر چارت نیست؛ تفاوت اصلی در **نوع نگاه آنها به بازار** است.

اندیکاتورها معمولا داده های قیمت را پردازش می کنند تا یک ویژگی خاص واضح تر شود.

برای مثال Moving Average نوسانات کوتاه مدت را هموار می کند تا روند بهتر دیده شود و RSI تغییرات اخیر قیمت را به یک عدد تبدیل می کند تا قدرت نسبی حرکات صعودی و نزولی ساده تر مقایسه شود.

می توان این کار را تا حدی به پردازش صدا تشبیه کرد.

فرض کنید صدایی همراه با نویز دریافت کرده ایم. با پردازش سیگنال می توان تلاش کرد بخش مورد نظر واضح تر شود. بسیاری از اندیکاتورها نیز در سطح مفهومی کار مشابهی انجام می دهند: داده قیمت را پردازش می کنند تا روند، مومنتوم، نوسان یا ویژگی دیگری بهتر دیده شود.

البته همه اندیکاتورها ابزار حذف نویز نیستند و این فقط یک تشبیه برای فهم ساده تر موضوع است.

Price Action سوال دیگری می پرسد.

معامله گر پرایس اکشن فقط نمی خواهد بداند مومنتوم زیاد شده یا میانگین قیمت در چه جهتی حرکت می کند؛ او می پرسد:

**این رفتار قیمت چه چیزی می تواند درباره وضعیت و واکنش احتمالی سایر معامله گران به ما بگوید؟**

فرض کنید قیمت یک سقف را می شکند و بلافاصله دوباره زیر آن برمی گردد.

یک اندیکاتور ممکن است این اتفاق را به شکل تغییر مومنتوم یا تغییر جهت یک خط نمایش دهد.

اما معامله گر Price Action ممکن است فکر کند:

خریدارانی که روی شکست وارد شده اند حالا در چه وضعیتی قرار دارند؟ اگر قیمت پایین تر برود، آیا بخشی از آنها تصمیم به خروج می گیرند؟ فروشندگان چه برداشتی از شکست ناموفق خواهند داشت؟

بنابراین می توان تفاوت را خیلی ساده اینطور بیان کرد:

**اندیکاتورها بیشتر تلاش می کنند اطلاعات موجود در حرکت قیمت را پردازش و قابل مشاهده تر کنند؛ پرایس اکشن تلاش می کند از خود رفتار قیمت درباره رفتار احتمالی بازیگران بازار سرنخ بگیرد.**

هیچ کدام ذاتا خوب یا بد نیستند.

سوال بهتر این است:

**هر ابزار چه اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهد و چه اطلاعاتی را در اختیار ما قرار نمی دهد؟**

همین سوال بعدا ما را از Price Action به سمت حجم معاملات، Order Flow و داده های عمیق تر بازار خواهد برد.

## دیدگاه پرایس اکشن به بازار؛ قیمت نتیجه یک بازی چند نفره است

برای فهم عمیق تر Price Action باید بازار را نه به عنوان چند کندل، بلکه به عنوان محیطی ببینیم که تعداد زیادی بازیگر به صورت همزمان در آن تصمیم می گیرند.

شما تنها بازیگر بازار نیستید.

یک معامله گر قصد ورود دارد، دیگری می خواهد سود خود را ذخیره کند، معامله گری در ضرر است و منتظر خروج مانده، گروهی منتظر شکست یک سقف هستند و گروه دیگری همان سقف را محل مناسبی برای فروش می داند.

در کنار آنها موسسات، صندوق ها، بازارسازان و سیستم های الگوریتمی نیز فعالیت می کنند.

مهم تر اینکه تصمیم این گروه ها کاملا مستقل از یکدیگر نیست.

شکسته شدن یک سطح می تواند معامله گران جدیدی را وارد بازار کند، بعضی معامله گران قبلی را مجبور به خروج کند و همین اتفاق باعث واکنش گروه دیگری شود.

بیشتر بخوانید:   بررسی تخصصی انواع سبک های ترید در بازار فارکس

پس بازار را می توان با یک مدل ذهنی ساده، **یک بازی چند نفره و پویا** در نظر گرفت.

Price Action تلاش می کند بخشی از این بازی را از روی ردپایی که تصمیم این افراد روی قیمت باقی گذاشته، تفسیر کند.

### قیمت چگونه از تعامل خریداران و فروشندگان شکل می گیرد؟

یک جمله رایج می گوید:

**«اگر خریداران بیشتر از فروشندگان باشند، قیمت بالا می رود.»**

اما این توضیح دقیق نیست؛ هر معامله انجام شده هم یک خریدار دارد و هم یک فروشنده.

موضوع اصلی این است که **کدام طرف برای معامله تهاجمی تر است و چه مقدار نقدینگی در قیمت های مختلف در دسترس قرار دارد.**

فرض کنید فروشندگانی در قیمت 100 حاضر به فروش هستند.

اگر خریداران تمام سفارش های موجود در 100 را معامله کنند و همچنان تقاضای فوری برای خرید وجود داشته باشد، برای انجام معاملات بعدی باید سراغ فروشندگانی رفت که مثلا در قیمت 101 حاضر به فروش هستند.

اگر آن عرضه هم مصرف شود، معامله بعدی ممکن است در 102 انجام شود.

قیمت به سمت بالا حرکت کرده است.

در جهت مخالف نیز اگر فروشندگان تهاجمی نقدینگی موجود در قیمت های خرید را یکی پس از دیگری مصرف کنند، معاملات می توانند در قیمت های پایین تر انجام شوند.

البته بازار واقعی بسیار پیچیده تر است. سفارش ها اضافه، اجرا، اصلاح یا لغو می شوند و خود معامله گران نیز با مشاهده تغییرات بازار تصمیم هایشان را تغییر می دهند.

اما برای فهم Price Action فعلا یک نتیجه کافی است:

**قیمت محصول تعامل سفارش ها و تصمیم های معامله گران است؛ کندلی که روی نمودار می بینیم خلاصه ای از نتیجه این تعامل است.**

### نگاه نظریه بازی به رفتار معامله گران

برای فهم این بخش می توان از یک تشبیه با نظریه بازی استفاده کرد.

فرض کنید در یک بازی چند نفره شرکت کرده اید.

بهترین تصمیم شما فقط به این بستگی ندارد که خودتان چه می خواهید؛ باید تا حدی پیش بینی کنید دیگران چگونه رفتار خواهند کرد.

بازار نیز چنین ویژگی ای دارد.

فرض کنید قیمت به سقف مهم روز گذشته نزدیک شده است.

یک گروه از قبل خریده و ممکن است آنجا سود خود را ذخیره کند.

گروهی سقف را مقاومت می بیند و به دنبال فروش است.

عده ای منتظر شکست هستند تا تازه خرید کنند.

برخی فروشندگان نیز ممکن است تصمیم گرفته باشند اگر سقف شکسته شد از معامله خود خارج شوند.

حالا قیمت از سقف عبور می کند.

از نگاه ساده فقط یک خط شکسته شده است.

اما از نگاه رفتاری، **شرایط چند گروه همزمان تغییر کرده است.**

خریداران جدید ممکن است وارد شوند و برخی فروشندگان ممکن است از موقعیت خود خارج شوند.

حالا فرض کنید قیمت کمی بعد دوباره زیر سقف برگردد.

شرایط دوباره عوض شده است.

بعضی خریداران Breakout ممکن است اکنون در موقعیت نامناسبی قرار گرفته باشند و فروشندگان نیز اطلاعات تازه ای برای تصمیم گیری داشته باشند.

معامله گر Price Action به چنین سوالی فکر می کند:

**اگر بازار این رفتار را نشان دهد، وضعیت گروه های مختلف چگونه تغییر می کند و واکنش احتمالی آنها چیست؟**

این نگاه شباهتی به منطق نظریه بازی دارد، اما نباید این دو را یکی بدانیم.

پرایس اکشن یک مدل رسمی Game Theory نیست و معامله گر نیز اطلاعات کاملی درباره تمام بازیگران بازار ندارد.

نمی دانیم دقیقا چه کسی خرید کرده است.

نمی دانیم چند Stop Loss بالای یک سقف قرار دارد.

نمی دانیم یک حرکت توسط یک موسسه بزرگ ایجاد شده یا نتیجه رفتار تعداد زیادی معامله گر مختلف بوده است.

ما رفتار قیمت را مشاهده می کنیم و درباره رفتار احتمالی بازیگران **فرضیه** می سازیم.

### چرا نباید فقط به شکل کندل ها نگاه کنیم؟

یکی از رایج ترین اشتباهات در آموزش Price Action تبدیل کردن آن به مجموعه ای از شکل هاست:

Pin Bar دیدی، بخر.

Engulfing دیدی، بفروش.

Doji دیدی، منتظر برگشت باش.

اما اگر پرایس اکشن فقط همین بود، می شد تمام الگوهای کندلی را به یک نرم افزار داد و مسئله معامله گری را حل کرد.

حتی **Al Brooks** که روش معاملاتی او تا حد زیادی بر خواندن نمودار و کندل ها متکی است، می گوید:

**«با اینکه بیشتر از نمودارهای کندلی استفاده می کنم، معتقدم Context از الگوهای کندلی مهم تر است.»**

این جمله نکته بسیار مهمی دارد:

**شکل کندل به تنهایی داستان بازار نیست.**

فرض کنید در دو نمودار دقیقا یک Pin Bar صعودی مشاهده کرده ایم.

Pin Bar اول بعد از یک نزول شدید تشکیل شده؛ قیمت ابتدا کف قبلی را شکسته اما نتوانسته پایین آن بماند و دوباره برگشته است.

Pin Bar دوم وسط یک بازار رنج و شلوغ شکل گرفته که در چند ساعت گذشته بارها چنین سایه هایی ایجاد شده است.

شکل دو کندل می تواند تقریبا یکسان باشد، اما شرایطی که آنها را ساخته یکی نیست.

بیشتر بخوانید:   رد ادعاهای بی اساس در بازار های مالی

پس معامله گر حرفه ای قبل از اینکه بپرسد:

**«چه الگویی تشکیل شده؟»**

می پرسد:

**«این اتفاق کجا و بعد از چه چیزی اتفاق افتاده است؟»**

و این دقیقا ما را به یکی از مهم ترین مفاهیم پرایس اکشن می رساند.

### Context یا زمینه بازار در پرایس اکشن چیست؟

Context یعنی **اطلاعات و اتفاقات اطراف یک رفتار قیمت که به آن معنا می دهند.**

برای اینکه مفهوم ساده تر شود، فعلا بازار مالی را کنار بگذاریم.

فرض کنید کشور در شرایط بحرانی قرار گرفته و برای دریافت روغن با کالابرگ در صف طولانی ایستاده اید.

مردی در صف می گوید:

**«روغن داره تموم میشه؛ شنیدم تولید هم کم شده و احتمالا به همه نمی رسه.»**

شما نمی دانید این حرف درست است یا نه، اما نگرانی شروع می شود.

کمی بعد همان مرد می گوید فردی را می شناسد که روغن بیشتری دارد و حاضر است آن را با قیمت بالاتر بفروشد.

شما که می ترسید روغن تمام شود، پیشنهادش را قبول می کنید.

بعدا می فهمید کمبودی در کار نبوده و آن فرد از فرستادن مشتری به فروشنده دیگر منفعت داشته است.

روز بعد دوباره همان مرد را می بینید.

باز هم می گوید:

**«روغن داره تموم میشه.»**

جمله همان جمله دیروز است، اما این بار معنای آن برای شما کاملا متفاوت است.

چرا؟

چون **Context دارید.**

می دانید روز قبل چه اتفاقی افتاده و حالا درباره انگیزه احتمالی او یک فرضیه دارید.

اما هنوز هم قرار نیست صرفا بر اساس تجربه دیروز حکم قطعی صادر کنید. رفتار او را بیشتر بررسی می کنید. اگر دوباره افراد مختلف را به همان فروشنده هدایت کند، فرضیه شما شواهد بیشتری پیدا می کند.

این منطق بسیار شبیه چیزی است که در پرایس اکشن انجام می دهیم.

فرض کنید قیمت از یک سقف مهم عبور می کند.

معامله گر مبتدی ممکن است فقط بگوید:

**«مقاومت شکست؛ بخر.»**

اما معامله گر حرفه ای قبل از تصمیم گیری Context را بررسی می کند:

قبل از شکست بازار چه رفتاری داشته است؟

قیمت با چه قدرتی به سقف رسیده؟

آیا این اولین تلاش برای شکست است؟

بعد از شکست، قیمت توانسته بالای سطح باقی بماند؟

یا سریعا دوباره زیر آن برگشته است؟

اگر قیمت بعد از Breakout به زیر سطح برگردد، می توان فرضیه ساخت که بخشی از خریداران وارد شده روی شکست در موقعیت نامناسبی قرار گرفته اند.

اما دقت کنید:

**«قیمت سقف را شکست و دوباره زیر آن برگشت» یک مشاهده است.**

**«بعضی خریداران Breakout احتمالا گرفتار شده اند» یک تفسیر است.**

**«اگر این خریداران خارج شوند ممکن است فشار نزولی بیشتر شود» یک سناریو است.**

این سه مورد را نباید با هم اشتباه گرفت.

در Price Action حرفه ای می توان فرایند تحلیل را اینطور خلاصه کرد:

**Context → فرضیه → انتظار → تایید یا ابطال**

ابتدا شرایط بازار را می خوانیم.

بعد فرضیه می سازیم.

سپس مشخص می کنیم اگر فرضیه ما درست باشد، چه رفتاری باید مشاهده شود.

و در نهایت بازار باید فرضیه را تقویت یا رد کند.

این بخش آخر بسیار مهم است.

اگر فرضیه ما به شکلی نوشته شده که هر اتفاقی در بازار رخ دهد باز هم بتوانیم برای درست بودنش توجیه پیدا کنیم، دیگر با تحلیل روبه رو نیستیم؛ در حال داستان سازی هستیم.

مثلا اگر فرض کنیم خریداران Breakout گرفتار شده اند اما بازار دوباره بالای سقف برگردد، آنجا تثبیت شود و حرکت صعودی را ادامه دهد، باید آماده باشیم فرضیه قبلی را کنار بگذاریم.

مفاهیمی مانند Fake Breakout، Trapped Traders، Liquidity Sweep و آنچه معامله گران Stop Hunt می نامند نیز باید با همین منطق بررسی شوند.

ممکن است سفارش های Stop در نقاط قابل پیش بینی بازار تجمع پیدا کنند و فعال شدن آنها روی جریان معاملات اثر بگذارد؛ اما هر حرکت قیمت به سمت یک سقف یا کف ثابت نمی کند یک «نهنگ» عمدا برای شکار معامله گران خرد نقشه کشیده است.

**بازار می تواند تله ایجاد کند، بدون اینکه پشت هر تله یک توطئه وجود داشته باشد.**

در نهایت Context یعنی یک اتفاق را جدا از اتفاقات قبل و بعد آن تفسیر نکنیم.

یک Pin Bar به تنهایی فقط یک شکل است.

یک Breakout به تنهایی فقط عبور قیمت از یک سطح است.

یک سایه بلند به تنهایی ثابت نمی کند یک بانک وارد بازار شده است.

به زبان ساده:

**الگوی پرایس اکشن بدون Context شبیه دیدن یک صحنه از وسط یک فیلم است؛ اتفاق را می بینید، اما ممکن است کاملا اشتباه متوجه شوید چرا آن اتفاق افتاده است.**

معامله گر حرفه ای Price Action برای هر حرکت قیمت داستان قطعی نمی سازد؛ **فرضیه می سازد، می داند چه چیزی آن را تقویت می کند و مهم تر از همه، می داند چه اتفاقی نشان می دهد که فرضیه اش اشتباه بوده است.**

 

 

 

 

مطلع شدن از پست های جدید

می‌خواهم اولین نفری باشم که از پست‌هایی که در آرادفین منتشر می‌شود، آگاه شوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *